<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زمین بی درخت</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Nov 2009 18:52:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نظرات رهبر انقلاب در مورد ازدواج...</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست عزیزمان سروش لینک زیبایی از سایت مطالبه برایم گذارده که بسیار خواندنی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مطالب آنقدر شفاف است که نیاز به هیچ گونه توضیحی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین حرف ها رو ما می گفتیم و هی بعضی شروع می کردند به دلیل تراشی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اطاعت از رهبری فقط کفن پوشیدن و رفتن به راهپیمایی که نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در هر حال این بیانات سنگ محک خوبی است برای شناخت همه آنهایی که لاف اطاعت از رهبری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می زنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قابل توجه امت حزب الله..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از قناعت خجالت نکشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*قناعت کنید، از قناعت خجالت نکشید. بعضی ها خیال می کنند که قناعت مال آدمهای تهیدست و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقیر است و اگر آدم داشت، دیگر لازم نیست قناعت کند. نه، قناعت یعنی در حد لازم، در حد کفایت،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; انسان توقف کند. 75/2/10&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;داریم که دلیل نشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* من گمان می کنم آن کسانی که با مجالس و محافل سنگین، با مهریه ها و جهیزیه های سنگین کار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;را بر دیگران مشکل می کنند، &lt;STRONG&gt;حسابشان پیش خدا خیلی سخت است&lt;/STRONG&gt;. نمی شود بگویند که آقا ما پول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; داریم، می خواهیم بکنیم. چون داریم، این از آن حرفهای غلط روزگار است. داریم که دلیل نشد. انسان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی &quot;دارد&quot;، کار ی بکند که دیگران نتوانند هیچ اقدامی بکنند. این درست است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوانها جرئت نکنند بروند طرف ازدواج. نباید کاری بشود افرادی که نمی توانند، افرای که دلشان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی خواهد، خلاف فکرشان هست، خلاف نیتشان هست، نتوانند ازدواج کنند. 75/10/5&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اگر از اول وارد مسابقه ی تشریفات شدید، دیگر رها شدن از آن سخت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*زندگی را ساده بردارید، البته ما خیلی اهل زهد و تقوا نیستیم. خیال نکنید. آن سادگی که ما &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می گوییم، آن سادگی زهاد و عباد و اینها نیست. سادگی به نسبت این کارهایی است که مردم امروز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; می کنند. والا نه، سادگی ما را اگر چنانچه آن مردان خدا بیایند نگاه کنند شاید هزار تا ایراد هم به آنچه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که ما سادگی می دانیم بگیرند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زندگی را ساده بگیرید، خودتان را اسیر تشریفات نکنید. اگر از اول وارد مسابقه ی تشریفات شدید، دیگر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; رها شدن از آن سخت است. حالا هم جمهوری اسلامی است. اگر کسی بخواهد ساده زندگی کند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می تواند. یک روزی بود که نمی شد، سخت بود. اگر چه بعضی به دست خودشان مشکل می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در لباسشان، در مسکنشان، در تجملاتشان، همه را بر خودشان سخت می کنند. 77/9/12&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اولش هم از همین مراسم ازدواج است،&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همه ی امور زندگیتان سادگی را رعایت کنید. اولش هم از همین مراسم ازدواج است، از این جا شروع &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می شود. اگر ساده برگزار کردید، قدم بعدی اش هم می شود ساده بردارید. والا شما که رفتید آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مجلس کذایی مثل اعیان و اشراف های زمان طاغوت را درست کردید، بعد دیگر نمی توانید بروید توی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; خانه ی کوچکی مثلا با وسایل مختصری زندگی کنید. این جور نمی شود دیگر. چون خراب شده و از&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دست رفته است. از اول، پایه ی زندگی را بر اساس سادگی و ساده زیستی بگذارید تا زندگی بر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خودتان، بر کسانتان و بر مردم جامعه ان شاء الله آسان شود. 79/12/21&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مگر پیامبر (ص) بلد نبودند بگویند دختر من هزار شتر سرخ موی با فلان شرایط باید مهریه اش باشد&lt;/FONT&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیال نکنید آن وقتها مهریه ی زیاد و سنگین با جهیزیه های زیاد سرشان نمی شد. آن وقتها هم بعضی،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از این &lt;STRONG&gt;بی عقلی&lt;/STRONG&gt; ها مثل &lt;STRONG&gt;بی عقلی های&lt;/STRONG&gt; زمان ما را داشتند که مثلا یک میلیون مثقال طلا مهریه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دخترشان بکنند. درست مثل همین &lt;STRONG&gt;بی عقلی&lt;/STRONG&gt; هایی که امروزه بعضی ها دارند. این کارهای مبالغه آمیز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; این طوری اصلا کار جهال است. اسلام آمد همه ی اینها را به هم ریخت. مگر پیامبر (ص) بلد نبودند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بگویند دختر من هزار شتر سرخ موی با فلان شرایط باید مهریه اش باشد. چرا می شد. منتهی اسلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه را به هم ریخت 72/10/6&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;این سنت جاهلی است.این کاری است که خدا و رسول (ص) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من از مردم سراسر کشور خواهش می کنم که آن قدر مهریه ها را زیاد نکنند. این سنت جاهلی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این کاری است که خدا و رسول (ص) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمی گوییم حرام است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نمی گوییم ازدواج باطل است. اما خلاف سنت پیامبر (ص) و اولاد ایشان و ائمه هدی (ع) و بزرگان اسلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; است. خلاف روش اینهاست و بخصوص در زمان ما که کشور احتیاج دارد به اینکه همه ی کارهای صحیح، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسان شود، هیچ مصلحت نیست که بعضی ازدواج ها را این طور مشکل کنند. 73/9/2&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بازار را می خواهید خالی کنید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از بعضی ها وقتی می پرسم که شما چرا برای دو نفری که می خواهند زندگی بکنند، بازار را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می خواهید خالی کنید که جهیزیه برای دختران درست کنید؟ می گویند: خب ما داریم. چون داریم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می خواهیم بکنیم. آیا این استدلال، کافی است؟ چون داریم! نه. این استدلال به هیچ وجه کافی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نیست. استدلال غلطی است. در یک جامعه همه جور انسان زندگی می کمد. &lt;STRONG&gt;شما باید کاری کنید &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;که آن دختری هم که ندارد، اگر خواست شوهر بکند بتواند&lt;/STRONG&gt; .والا این جهیزیه ای که شما دارید برای&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دخترتان درست می کنید، این مهریه ای که شما دارید به عروسانت می دهید، این دیگر دَرِ ازدواج را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای دیگران خواهد بست... &lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;این روش انسانی نیست. این روش اسلامی نیست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;. 75/8/5&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ارزش اینهاست!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جهیزیه ی فاطمه ی زهرا (س)، به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می توانستند از این خانه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار اینهاست. ارزش اینهاست. &lt;STRONG&gt;آیا پیامبر اکرم(ص) نمی توانستند یک &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جهیزیه ی مفصل تشکیل دهند؟&lt;/STRONG&gt; اگر پیامبر (ص) اشاره ای می کردند، این مسلمانانی که در اطراف &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایشان بودند، بعضی هایشان آدمهای متمکنی بودند، پول هم داشتند، از خدا می خواستند که بیایند یک &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هدیه ای بدهند، کمکی بکنند، نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم. &lt;STRONG&gt;والا &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده ای دارد؟&lt;/STRONG&gt; استفاده اش را نمی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بریم. نسخه ی طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره اش را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببریم. رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحت خانواده است. باید عمل شود... لذا ساده برگزار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کنید 75/9/5&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دونم ادعا هایی - همون زر هایی که در پست قبل گفتم- که تو زندگی داری چیه؟ اما اگر اطاعت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از رهبری توی اون ادعاها هست پس بشنو و بهانه نگیر..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حرفم این بود و لا قوه الا باالله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر که مرد است قدم رنجه کند بسم الله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 18:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هر کس قدمی بر دارد...</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>من نمی دونم پست های قبلی من در مورد ازدواج به مزاق چه کسانی خوش آمده و چه کسانی را به 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; تمسخر وا داشته و چه کسانی را احیانا آزرده خاطر کرده است. اما حرف و حدیث پیرامون مدل زندگی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک بچه حزب اللهی نه مدرن که عدالتخواه فراوان است. اینکه حد تعادل مصرف کجاست؟ و هزار سوال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; از این دست. در این میان چند مسئله مهم قابل توجه است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نکته اول&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر این جمله استاد معماریانی به دلم نشست که گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هر کار می کنی بکن ولی توی زندگیت زر زیادی نزن.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من فکر می کنم یکی از مسائل مهم مذهبی های امروز زر زیادی است. طرف در دل حب ساندویچ میکر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سینمای خانگی و ساید بای ساید دارد و بعد هی می خواهد بین اینها با عدالت اجتماعی ارتباطی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برقرار کند و هی نظریه می دهد و زر می زند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی شود برادر من! من می گویم با استدلال دینی  انتخاب کن و پای انتخابت هم بمان. نه اینکه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هی بخواهی چیز های بی ربط را به هم وصله پینه کنی. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نکته دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسئله دردناک تر اینجاست. فرض کنید که که پسری مذهبی و انقلابی و عدالتخواه دوست دارد با &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختری ازدواج کند که مهریه اش پایین باشد اما خانواده دختری که انتخاب کرده راضی به این مسئله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; نیستند و در نهایت مرد عدالتخواه قصه ما به یک مهریه سنگین تن می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حالا سوال اینجاست که:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اگر کسی مهریه سنگین را پذیرفت باید جهیزیه تجملاتی و اشرافی را هم بپذیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید عروسی پر خرج را هم بپذیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید چند مدل شام عروسی را هم بپذیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا باید خرید های  زاید و بی فایده بازار را هم بپذیرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوال من از رفقای منتقد این است که بالاخره شما کجا و کی می خواهی جلوی این اسراف ها &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بایستی و از اندیشه ی دینی ات دفاع کنی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناگفته نماند که برای اجرایی شدن یک سر سوزن از این حرف ها داشتن همسری همراه بسیار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهم است و الا فلا.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نکته سوم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من نمی گویم یک نفر به تنهایی می تواند تمام سنن الجاهلیه گذشتگان ما را عوض کند. کما &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه خودم هم عرضه این کار را ندارم. اما اگر به خاطر فشار جامعه زیر بار ده تا حرف غلط رفتیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لااقل برای اصلاح یک حرف هم که شده بایستیم و مبارزه کنیم. حرف بشنویم. تحقیر شویم. با بعضی از &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یزرگان فامیل درگیر شویم- منظورم درگیری فیزیکی نیست ها!!- . هرچقدر که توانش را داشتیم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اگر بخواهیم از لحظه اول تسلیم محض خواسته های دلسوزانه اما کمرشکن والدین و بزرگان فامیل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باشیم و نگران حرف مردم بمانیم و قاطی این بازی ها شویم همان بهتر است که حرف مفت نزنیم و &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثل باقی مردم شهر زندگی کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی درد و&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی آرمان و &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی تفاوت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر هر کس یک سطل آب خود را بریزد این عرف های غلط را به مرور زمان آب خواهد برد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از اونجا که پاسخ به همه ی پیام های تبریک برایم مقدور نبود از همین جا از همه رفقایی که اظهار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; لطف کردند ممنونم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای ما هم دعا کنید که شرمنده ادعاهای امروزمان نباشیم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 08:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهریه.... یکی این ور یکی اون ور...</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آشنایی به طور خصوصی برایم کامنت گذاشت به این مضمون که ظاهرا اون دو تا کفتر خیلی هم عاشق &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; نبودن. چون اگر دو نفر همدیگه رو پسندیده باشند بالاخره با یک سکه این ور و اون ور با هم  کنار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می یان.جهت روشن شدن اون دوستمون و سایر دوستان باید به  چند نکته  اشاره کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۱. اصولا خانواده دختر از تعیین کردن مهریه بالا دنبال چه چیزی هستند؟&lt;/FONT&gt; تضمین؟ چشم هم چشمی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یا مثلا شان دخترشان؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر نیتی باشد فرقی نمی کند. اما حرف من این است که وقتی دو تا خانواده با ادعای دین و مذهب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کنار هم می نشینند مبنای تصمیم ها و استدلال هایشان چیزی جز دین خدا نباید باشد. یعنی من&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حاضرم از یک خانواده مذهبی حدیثی را - ولو جعلی- در خوب بودن مهریه بالا بپذیرم اما مطلقا زیر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بار این حرف که در فامیل رسم است نخواهم رفت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مگر فامیل معیار تشخیص ما برای فهم حرف دین هستند؟ شاید همه فامیل بخواهند به جهنم بروند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما هم باید دنبالشان راه بیفتیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کجای زندگی حضرت زهرا و امام علی- اگر آنها را به عنوان الگو و انسان کامل قبول داشته باشیم- &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنین استدلال هایی را سراغ داریم؟ زهرای اطهر کسی بود که وقتی پیامبر جهیزیه اش را دید اشک در &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشمانش حلقه زد و دعا کرد برای زوجی که بیشتر از نیم اموالشان از سفال است. اینها کسانی اند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که وقتی افطارشان را بخشیدند واقعا دیگر چیزی برای خوردن در منزل نداشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آیا دوستان من تاکنون در این معنا دقیق شده اند؟ که وقتی ارزش معنویت کشف شد مادیات چطور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سقوط آزاد خواهد کرد؟ ساحت این حضرات پاک تر از آنی است که ما ۵۰۰ سکه خود را به آنان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نسبت دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا دعوا سر یک سکه این طرف یا آن طرف نیست. دعوا سر اندیشه های تار عنکبوت بسته یی است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; که حرف رسول خدا را که فرمود: &quot;مبارکی دختر در کم بودن مهریه اوست را زمین می گذارند&quot;  و گوش به &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف آقا جان و بی بی جان و خاله خانباجی ها  می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۲. در مورد قیامت شنیده ایم که يوم ندعوا &lt;STRONG&gt;کل اناس&lt;/STRONG&gt; بامامهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا واقعا آنهایی که زندگی شان را با مهریه های گزاف و جهیزیه های ده ها میلیونی شروع می کنند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فردا قیامت می توانند در صفی بیاستند که امیر المومنین و حضرت زهرا در آن حضور دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبیه نانوایی های خودمان صف این حضرات معصومین تکی است و زود راه می افتد اما صف &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهریه های ۵۰۰ سکه یی جزء زیاد ها و همیشه شلوغ است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من اگر هزار بار هم علاقه به دختری پیدا کنم دین خود را فدای او نخواهم کرد. من در مسیری قدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می زنم که بتوانم پاسخگوی رفتار خود باشم. من نمی توانم به خاطر نشکستن قلب یک نفر تمام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرمان ها و باور هایی را که سال ها برای نهادینه شدنش خون دل خورده ام را زیر پا بگذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۳.ما همواره مجبوریم بر اساس آنچه از ظواهر می بینیم پیش بینی و قضاوت کنیم&lt;/FONT&gt;. به قول حقوقی ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; برخی کار ها اماره بر مجرمیت است. در حقیقت ما فرض می گیریم که شخص مجرم است تا زمانی که &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلیل بر خلاف آن بیابیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من وقتی می بینم که خانواده یی شان دختر خود را در ۵۰۰ سکه می داند و مثلا ۱۱۴ سکه طلا را کسر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شان می دانند بر همین اساس قضاوت می کنم که سرویس طلای دو میلیونی هم کسر شان است و &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تعداد میهمان کمتر از ۳۰۰ نفر کسر شان است و... همین طور مسائل ادامه پیدا می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنین خانواده یی برای من لقمه بزرگتر از دهنم است. اگر مردی پیدا شود و روی عشقش پا بگذارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چنین مراسم خواستگاری را بر هم بزند نه تنها که جا نزده بلکه عاقلی کرده است..   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 09:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شان دختر من..</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>شنیده هایم از مراسمات خواستگاری و مقدمه ها و موخره های ازدواج چنان زیاد شده که خود می تواند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کتاب مفصلی باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درد از آنجا شروع می شود که تمام رسم و رسومات و سنت های جاهلی در امر ازدواج در خانواده های&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مذهبی و با توجیهات دینی انجام می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصمیم گرفته ام برخی از شنیده ها و دیده هایم را در مراسمات خواستگاری از دختر ها و خانواده های&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مذهبی و حزبل برای دوستان دم بخت خودم بیان کنم تا بدانند دنیا دست کیست و ابتدائا مشخص &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنند که می خواهند مسیر آرمان هایشان را در پیش بگیرند یا اینکه به زن بیش از آرمان احتیاج دارند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنیدم در یکی از مجالس بله برون پدر عروس که از قضا فردی انقلابی و ملبس به لباس روحانیت بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; تعداد ۵۰۰ سکه ناقابل - حدود ۱۵۰ میلیون تومان- را به عنوان مهریه تعیین نمودند و استدلال کردند که &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در روایت است که مهریه حضرت زهرا ۵۰۰ درهم و یا دینار بوده و این عدد برای من مقدس است و یمن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و شگون دارد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرچه خانواده داماد جز زدند که حاج آقا مهریه و زندگی حضرتش -این قدر که ما شنیدیم- ساده بوده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;است گوش ایشان بدهکار نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از استدلالات فراوان از زبان حاج آقا سهوا در رفت که در خاندان ما ۵۰۰ سکه رسم است و بالاخره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شان دختر ما باید حفظ شود و او جلوی سایر دختران فامیل سرفراز!! باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاشف یه عمل آمد که مهریه حضرت زهرا بهانه یی بیش نبوده و مهم این است که دهان فامیل بسته &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاش کسی پیدا می شد و از حاج آقا می پرسید در کجای دینی که تو درسش را خوانده یی چنین &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چیزی وجود دارد که شان انسان به مال و ثروت و میزان مهریه است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پس تقوا کشک است آیا؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و اگر قرار بود ثروت سرافرازی بیاور نعوذ با الله حضرت زهرا باید سرافکنده ترین انسان ها باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و این گونه بود که دو کبوتر عاشق در دقیقه ی نود خواستگاری از رسیدن به هم محروم شدند..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 08:04:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودت را دریاب...</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>حرف این بود که برای خودسازی چه باید کرد. و هرکس پیشنهاد ویژه یی برای تهذیب نفس می داد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱. همیشه با وضو باشیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲. خواندن هر روزه جامعه کیبره در حرم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. نماز صبح اول وقت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴. تلاوت هر روزه قرآن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵. کمک به محرومین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و هر کس حرفی می زد و چیزی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سیره امام خواندم که در گرمای کلافه کننده تابستان نجف هندوانه سرد را نخورده تا فقط به &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نفسش بگوید نه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا آن عالمی که از جوانی علاقه داشته موقع مطالعه لم بدهد و بعد تصمیم گرفت تا آخر عمر به جایی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تکیه ندهد ولذتی را از خود  محروم کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر می کنم راه همین است. سنگ بزرگ علامت نزدن است. می شود چیزی را که خیلی به آن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علاقه مندیم و نفسمان به آن راغب است را برای مدتی ترک کنیم. مثل لذت تماشای فینال لیگ قهرمانان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اروپا برای کسی که عشق فوتبال است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصل نه گفتن به نفس است..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی که در مشهد ما چه خبر است. و من هم حال خوبی ندارم. مانده ام که بعد این همه دوری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ۸/۸/۸۸ چه باید برای عرضه ببرم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من طبيبي سراغ دارم كه، پول دارو دوا نمي خواهد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;در ازاي شفا از اين مردم، جز دلي مبتلا نمي خواهد &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بي پناه و غريب هم باشي، در لطف و كرامتش باز است &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احتياجي به وقت قبلي نيست، واسطه، آشنا نمي خواهد &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چيست در اين زمين كه فواره، نيمه ي راه آسمان برگشت؟ &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آب هم چون كبوتران اوجي غير از اين خاك پا نمي خواهد &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه شكر دارد اين لب گندم كه كبوتر به سجده مي بوسد &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه طوقي او شود جايي جز كنار رضا نمي خواهد &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاي طومار درد اين مردم، مهري از التيام او خورده است &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهر مهري كه تا جهان باقي است مهلت و انقضا نمي خواهد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 08:47:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دریافت هایی از یک دفاع</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;وقتی چهار سال پیش برای بعضی از دوستان حقوقی و غیر آنها موضوع پایان نامه ام را می گفتم تقریبا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt; بدون استثنا ء توصیه می کردند که این موضوع را بیخیال شوم و خودم را به درون این باتلاق نیاندازم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;و هر کدام دلیلی داشتند:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;یکی می گفت: پایان نامه ارشد جای نظریه پردازی نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;دیگری دل می سوزاند که کار فقهی- حقوقی کردن آن هم در قم کار بسیار سخت و البته ریسک &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;بزرگی است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;و او یکی دیگه: فقه حرف تازه یی برای گفتن ندارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;و دو دیگر: یک کتاب لاتین پیدا کن و ترجمه و..&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;و سه دیگر: قرار است این پایان نامه گوشه آرشیو دانشگاه تهران خاک بخورد پس خودت را الاف نکن.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما چه می توان کرد که اصولا آب آرمانخواهی با مصلحت سنجی به یک جوی نمی رود و از سر بی &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;کله گی قدم در راه بگذاشتم. راهی بی برگشت و بی فرجام. من همه چیز را می توانم تحمل کنم الا&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt; عذاب وجدان. البته اگر وجدانی باقی مانده باشد. پس شد آنچه نباید می شد. اصرار برای نوشتن &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;پروژه یی با دورنمای فلسفه و مبانی مجازات در حقوق کیفری اسلام.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;موضوعی را انتخاب کردم که به گمان خودم به درد  آینده و جمهوری اسلامی و کشتی عن قریب به &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;گل نشسته اش بخورد. و من هم چنان بر خلاف آن نویسنده ی ساده انگار مجله راه فکر می کردم و &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;می  کنم که خلا تئوریک بسیار جدی است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;این گونه بود که سه ترم شهریه اضافی را به جان خریدم و نزدیک به صد کتاب مرتبط با فلسفه مجازات &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ها و هدف دین از مجازات ها را مطالعه کردم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما هر چه بیشتر پیش رفتم بیشتر فهمیدم که نمی دانم. و در انتها سوالات اصلی پایان نامه بی پاسخ &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ماند. و اساتید داور هم که ظاهرا از من بخت برگشته انتظار راهگشایی داشتند با نمره یی پایین از &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;آرمانخواهی من پذیرایی کردند تا به قول آن استاد محترم دیگر پا در کفش آخوند ها نکنم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v /&gt;&lt;v:shapetype id=_x0000_t75 stroked=&quot;f&quot; filled=&quot;f&quot; path=&quot;m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe&quot; o:preferrelative=&quot;t&quot; o:spt=&quot;75&quot; coordsize=&quot;21600,21600&quot;&gt;&lt;v:stroke joinstyle=&quot;miter&quot;&gt;&lt;/v:stroke&gt;&lt;v:formulas&gt;&lt;v:f eqn=&quot;if lineDrawn pixelLineWidth 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 1 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum 0 0 @1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @2 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 0 1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @6 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @8 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @10 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;/v:formulas&gt;&lt;v:path o:connecttype=&quot;rect&quot; gradientshapeok=&quot;t&quot; o:extrusionok=&quot;f&quot;&gt;&lt;/v:path&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:lock aspectratio=&quot;t&quot; v:ext=&quot;edit&quot;&gt;&lt;/o:lock&gt;&lt;/v:shapetype&gt;&lt;v:shape style=&quot;WIDTH: 13.5pt; HEIGHT: 13.5pt&quot; id=_x0000_i1025 alt=&quot;&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:href=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما این پایان نامه برایم عبرت ها و نکات مثبتی داشت که بعضی از آنها عبارتند از:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۱. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;من فرصت پیدا کنم مطالعات فراوانی در مورد مبانی جرم انگاری در حقوق کیفری اسلام داشته باشم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt; که اگر این پروژه نبود هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۲. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;جلسه دفاع من به شهادت حاضرین یکی از چالشی ترین و پر بحث ترین جلسات دفاع بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;جلسه نزدیک به دو ساعت و نیم طول کشید و موضوع آنقدر جذاب بود که خود اساتید با هم در مورد &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;آن مجادله می کردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۳. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;فهمیدم که چقدر کار نکرده و چقدر حرف نزده در این فقه وجود دارد و اتفاقا باید سر نترس داشت و &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;پیش رفت هر چند که قیمتش کم شدن نمره پایان نامه و در نتیجه معدل ارشد باشد. معدلی که &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;می توانست برای دکتری به دادم برسد و من الان از آن محرومم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۴. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;من خوشحالم که عنوان پایان نامه ام حمایت کیفری از آب یا حمایت کیفری ار حیوانات یا حمایت &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;کیفری از جنگل یا حمایت کیفری از میت!! نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۵. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;من خوشحالم که &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۱۵۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt; صفحه پایان نامه نوشتم اما یک خط ترجمه نکردم و هیچ منبع لاتینی در &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;رفرنس هایم نبود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۶. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;وقتی داوران می گفتند: پایان نامه ات ضعیف است اما انتخاب این موضوع جسورانه است. من از اینکه&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt; مثل ترسوها مصلحت سنجی نکرده بودم خوشحال بودم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۷. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;داوران من با نمره ضعیفی که به من دادند به من نشان دادند که مسیر را درست انتخاب کرده ام. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما هنوز نمی دانم از من چه انتظاری داشتند که بر آورده نشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۸. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;من از اینکه مجبور نیستم برای مقاله برداشتن با فلان استاد برایش پاچه خواری کنم خوشحالم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۹. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;از خدا ممنونم که حب آی اس آی را از دل من خارج کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۱۰. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;امروز سوالات بیشماری در ذهنم وجود دارد که روزی برایش پاسخ مستدل خواهم یافت و تمام &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;داوران را شرمنده ناداوری شان خواهم کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما چند نکته هم در مورد اساتید قابل تامل است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۱. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;بیش از هفتاد درصد ایراداتی که به پایان نامه من وارد شد شکلی و مربوط به پلان کار بود. شگفتا که &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;پلان من نعل به نعل همان پلانی که استاد راهنما پبشنهاد داده بود. ولی روز دفاع از دیوار فریاد بلند شد &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اما صدایی از ایشان برنخواست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۲. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;آنها با این نمره و داوری تقریبا برای دانشجویان بعد از من خط و نشان کشیدند. تا این نمره درس &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;عبرتی شود و دیگر کسی وارد مباحث تعقلی و تحلیلی نشود. کاش حداقل نمره تلاش مرا به من &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;می دادند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt;۳.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;این آدمهای جزئی نگر که غلط های املایی من را دیدند از دیدن راهی -که به تعبیر خودشان- گشوده &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;شده بود عاجز بودند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در پایان لازم است از تمام دوستانی که در جلسه دفاع شرکت کردند هم صمیمانه تشکر کنم که این &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;جلسه طولانی را با صبر دنبال کردند. به خصوص سید علی آقای مددی و &lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/www.armankhahi.blogfa.com&quot; target=_blank&gt;آرمانخواهی&lt;/A&gt; عزیز که حضورش &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;برایم دلگرم کننده بود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;امید دارم که بتوانم این مسیر را ادامه دهم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مسیری که از دانشگاه نمی گذرد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مسیری که داوری اش با خداست. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مسیری که ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;من اینجا بس دلم تنگ است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;و هر سازی که می بینم بد آهنگ است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;بیا ره توشه برداریم &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;قدم در راه بگذاریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 08:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واعظان کاین جلوه در محراب ومنبر می کنند..</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;در ابتدا عرض شود که جلسه دفاع از پایان نامه بنده روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ساعت ۱۶ در تالار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اجتماعات دانشکده حقوق پردیس قم برگزار می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با موضوع طریقیت داشتن یا موضوعیت داشتن مجازات ها در حقوق کیفری اسلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تشریف بیارید خوشحال میشیم..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اما بعد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند وقتی می شود که با مبحث ریاکاری کلنجار می روم. خاطرم هست سالها قبل یا استادم در مورد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; این معنا حرف می زدم که حقیقت رفتاری و گفتاری  من با آنچه همه از من می پندارند متفاوت است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من این همه خوب نیستم. ولی تظاهر به خوبی را نمی توانم از خودم جدا کنم. یعنی خواسته یا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ناخواسته من برخی از عادات بدم را پیش رفقای حزبلم موقتا ترک می کنم. و اصولا نمی دانم این &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تظاهراست یا خودسازی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستی داشتم در سوم دبیرستان که مبصر کلاس بود. هر وقت اتفاق بدی در کلاس رخ می داد؛ در برزخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بدی گرفتار می شد. زیرا ناظم مدرسه از او انتظار همکاری و جاسوسی داشت و از طرف دیگر بچه های&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کلاس او را آنتن و خبرچین می دانستند. یادم هست وقتی خیلی عصبانی می شد می گفت: آدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سگ بشه ولی مبصر نشه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسیاری هستند که به درست یا غلط مرا الگوی خود قرار داده اند. اما خودم می دانم آنچه الگوی دیگران &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرار گرفته حقیقت من نیست. چه کنم؟ آیا من حق دارم تصور نیک دیگران را درباره خودم برهم بزنم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; استادم می گفت: &quot;این خوبی هایی که تو تصور می کنی متظاهرانه و ریاکارانه است، ریشه در یک &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آب زلال و یک گوهر قدسی دارد. برای همین است که مورد توجه هستی و محبوب. آن گوهر قدسی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کار خود را می کند. تو به دیگران کمک کن؛ این کمک تو به خلق خدا یک حقیقت قدسی دارد که اثر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثبت خود را در طبیعت باقی می گذارد. چه با تظاهر چه بی تظاهر.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما راستش را بخواهید مطمئن نیستم استادم درست گفته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه بسیار از شب های جمعه که حس دعا خواندن نداشتم. اما باز پیش خودم گفتم که اگر من نروم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باقی رفقا هم دلسرد می شوند و با اکراه فراوان دعا خوانده ام. البته به این نیت نبود که دوستانم فکر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کنند که من یک کمیل خوان پای ثابت هستم. اما در هر حال خلاف درونم عمل کرده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و چه نماز ها، چه زیارت حرم ها ، چه قرآن خواندن ها و.. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدت هاست آن طور که دلم می خواسته لباس نپوشیدم، آن طور که دلم می خواسته موهایم را آرایش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نداده ام و.. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر چند عقده یی به دلم نیست. دوستان نزدیکم می دانند که همه چیز را تجربه کرده ام. اما این روزگار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بی مروت با لطف و کنایه ما را الگو خواند و در چشم مردم زیبا جلوه داد و  ما در این قفس...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یاد اون دوستم می افتم... آدم سگ بشه ولی الگو نشه.. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من شایسته این همه خوبی نیستم. و این دوگانگی آزار می دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوگانگی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستی این حال من نفاق است یا ریا و یا چیز دیگه یی که اسمشو نمی دونم..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر می خواهید بدانید که چرا در این پست های اخیر حدیث نفس می نگارم و خودزنی می کنم باید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بگویم که جسارتا چند وقتی است که فکر می کنم همه چی از اینجا شروع می شود..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از من.. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به سیاست نگاه کنید. به انتخاباتی که گذشت. به کار تشکلی و فرهنگی. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه چی از این من است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خواهشا قد دهانمان حرف بزنیم..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گور بابای همه حرفای قلمبه ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من چی کاره ام؟؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 20:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای همه کاری کرده ام ، غیر از تو</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بار ها اتفاق افتاده که دوست داشتم دیده بشم. دوست داشتم همه حواسشون باشه که من هم دارم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجا یه کاری انجام می دم. فرقی نمیکنه ؛ چه کار فرهنگی چه ظرف شستن. این یعنی اینکه یقین دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تو کار مرا  نمی بینی. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خیلی شده که منو دعوت کردن برای جمعی صحبت کنم. مثلا انتظار داشتم توی جلسه بیست نفر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حضور داشته باشند. اما دیدم کلا پنج نفر توی جلسه هستن. ته دلم پکر شدم که میزبان منو مسخره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کرده. این یعنی اینکه دنبال دل خودم هستم و هیچ به این فکر نمی کنم که تاثیرگذاری از خداست و اگر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; تو بخواهی حرف من در همین پنج نفر هم می تواند انقلابی به پا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بارها شده که در مباحثه های رفاقتی سعی کردم حرف خودم رو به کرسی بنشونم و بسیار حرف حق&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شنیدم و زیر بار نرفتم. چون مهم بود حرف آخر رو بزنم. ادعای مطالعه و بحث نظریم گوش فلک رو پر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و باور نداشتم نپذیرفتن حرف حق دارد مرا ضایع می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسیار شده که از موضع قدرت با دوستانم حرف زدم. و هر جایی که احتمال می دادم برتری های دوستام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بر من پیشی بگیره با نیش زبان و کنایه ، اونا رو تحقیر کردم. من دوست ندارم زیر باشم. اعتراف &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می کنم که نفهمیدم تو خیلی بالاتر از من هستی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر دلم خواسته که همه بدونن مدرک دانشگاهیم چیه؟ با ربط و بی ربط حرف رو به حقوق رسوندم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بعد که طرف پرسیده شما مدرکتون چیه؟ اولش کمی ادای آدمای متواضع رو در آوردم و آخرش گفتم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; این مدرکی که حجاب من است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واسه انجام یه کار کوچیک باید یه گله آدم دنبال خودم راه بندازم. عرضه تنها کار کردن و تنها ایستادن رو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ندارم. چقدر شده که یک ماه حرم نرفتم چون پایه نداشتم. چه شب جمعه ها مناجات نخوندم چون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; تنهایی فاز نمی داد. چه کار های فرهنگی که بهش فکر کردم و لی هیچ وقت زیر یه خمش رو نگرفتم؛ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون فکر می کردم تنهام. و اصلا گوشم بدهکار نبود که ان تقومو لله مثنی و فرادی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فراوان کار کردم و همین طور چشم می چرخوندم ببینم کسی یه تعریف خشک و خالی از ما می کنه یا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه؟ تموم زندگی رو معطل یه آفرین ملت به فراموشی گذروندم. و عجیب که ملاک خوب یا بد بودن یک &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کار برای من همین تمجید مردم است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همیشه دوست داشتم کار گنده انجام بدم. اگه کسی بهم می گفت همین کفشای دم در رو جفت کن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با هزار اکراه و فقط برای اینکه این جامه ریایی ام می آلوده نشه انجام دادم. پیش خودم می گفتم تو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سردبیر نشریه یی ؛ تو مسئول فرهنگی ؛ تو مدیری... تو چرا؟ احمق بودم که فکر می کردم ترازوی تو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هم این جوری سبکی و سنگینی کارها رو می سنجه. فکر کردم چون مدرک فلان دارم پس حتما باید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برم دانشگاه درس بدم و مدرسه راهنمایی در شان من نیست. غافل از اینکه موضوع اصلی فراموش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شد. موضوعی به نام انسان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر یکی که نرخ سن اش بالای 65 باشه نصیحتی بهم بکنه عمرا ازش نمی پذیرم. من کرم دارم. کرم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشستن با آدمای بزرگ و شنیدن حرف های قلمبه. نمی فهمم که اگر تو بخواهی نکته یی رو به بنده ات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; برسونی نیازی به حرف قلمبه نداری.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم بعد از این همه تجربه کار فرهنگی و سنی که ازم گذشته و مدرکی که دارم همیشه فرمانده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و رییس باشم. اصلا تصور این که جایی سربازی بکنم رو از ذهنم دور ریختم. به قولی با اینکه مدت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هاست از این میز جدا شده ام اما در سرم هوای ریاست دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در به در دنبال کار آسون می گردم. بهم بگن هزار ساعت فکر کن و مشورت بده یا جمله و متن بنویس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پایه کارم. اما اگه بهم بگن برو بالای دیوار بنر نصب کن حتما یه جوری جیم می شم. هر جایی که لباس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; من رو خاکی نکنه هستم و غیر اون شرمنده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این لیست اون قدر طولانی یه که نه حوصله خواندن دارید و من نه نای اعتراف. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این قدر می فهمم که بدون خدا زندگیم دارد می گذرد و من نگران هیچ نیستم... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الهی الیک اشکو قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین و الطبع متلبسا..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 10:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرار از زندگی خانوادگی</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;در انتهای اردوی جهادی هریک از رفقا در مورد دستاورد های این سفر صحبت می کرد. یکی ار رفقا که &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کل هفت روز اردو رو در آشپزخونه گذرونده بود گفت: من توی خونه حتی سفره ی غذا را جمع نمی کنم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خودم موندم این چند روز چطوری این همه کار کردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این حرفش خیلی بردم تو لک. چند وقت پیش مطلبی برای فتیان نوشته بودم و با تکیه بر مشاهدات &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تجربی به دلایل خانواده گریزی اعضای یک تشکل پرداختم. اما هیچ وقت مطلب رو براشون میل نکردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شاید مهم ترین دلیلش این باشه که مدت هاست چشممون به جمال شماره جدید این جریده روشن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نشده و شاید چاپ شده و به طور طبیعی دست هیچ تشکلی نرسیده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هر حال آنچه در زیر آمده حاصل تاملات تجربی و مشاهده است. شاید نتوان در آزمایشگاه ادعاهای &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا ثابت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مشکل چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی برای خانواده های برخی از اعضای تشکل آل طه تعریف می کنیم که فرزند شما مثلا داخل مجموعه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسئول تدارکات است و هر هفته دفتر را نظافت می کند و... از فرط تعجب دهانشان باز می ماند که &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واقعا بچه ما داخل مجموعه کار می کنه؟ این بچه که توی خونه با کتک هم دست به سیاه و سفید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی زنه؟ و از این دست مثال ها فراوان است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         خواندن نماز اول وقت در مجموعه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         انجام کار های اجرایی مجموعه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         گذشتن از خواب و تنبلی برای انجام کار مجموعه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسئله اصلی این جاست که چرا یک نیرو حاضر است برای تشکل ساعت ها وقت بگذارد و بیدار خوابی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و خستگی بکشد اما مثلا حاضر نیست برای خانه خود یک عدد نان بخرد؟ تشکل چه چیزی به نیرو هایش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ارزانی می دارد که آنها حاضرند برای گروه دوستی مورد علاقه خود هر کاری بکنند اما برای خانواده نه؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تفاوت رفتاری عمده بین خانواده و تشکل در چیست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخی از این تفاوت ها که به ذهن من رسیده این هاست..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فقط برای داشتن مدال با مرامی؛ خراب رفیق&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از مهم ترین شاخصه های فعالیت تشکلی کار کردن در فضای رفاقتی است. اعضای تشکل چون &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دغدغه ها و مشکلات مشترک دارند؛ درد هم را بهتر می فهمند و نوعی صمیمیت و هم زبانی عمیق &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بین آنها برقرار می شود. آنها حاضرند برای اثبات رفاقت و مرامشان هر کاری بکنند. ساعت ها خستگی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بکشند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس الزاما خود کار موضوعیت ندارد. بلکه زمین نماندن حرف رفیق مهم است. نکته یی که در روابط پدر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و مادر با فرزندان کمتر اتفاق می افتد. خانه احتیاج به نان دارد و فرزند باید آن را تهیه کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسئله مهم خرید نان است و و در این میانه فرزند فراموش می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;من انتخاب می کنم پس هستم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در تشکل معمولا به آستانه تحمل نیرو ها توجه ویژه می شود. از هیچ کس بیش از توانش توقع ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر چند افراد کم تحرک و تنبل نیز وقتی می بینند که همه برای رسیدن تشکل به اهدافش تلاش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می کنند آنها نیز کم کم با بقیه همراه می شوند. اما در هر حال تشکل از اعضایش توقع ویژه ندارد و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه چیز داوطلبانه است. دراین داوطلبانه – بخوانید انتخاب ارادی- کار کردن راز بزرگی نهفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که معمولا خانواده از درک این راز عاجز است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یکی من ، یکی تو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در یک تشکل هر کس کاری را انجام می دهد. اگر امروز من دفتر مجموعه را جارو زدم، فردا تو باید این &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کار را انجام دهی. اگر من خرید اردو را انجام می دهم؛ توباید غذای اردو را بپزی. این یعنی همه کار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می کنند و تن پروری معنا ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در تشکل هیچ کس به طور مطلق و به عنوان یک وظیفه همیشگی سازمانی کاری را انجام نمی دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; یعنی اگر من استکان ها را می شویم معنی اش این نیست که من آبدارچی هستم. این شکل از &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تقسیم کار این خوبی را دارد که بقیه نیز نسبت به کار احساس مسئولیت می کنند و همه خود را در &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کار ها شریک می دانند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حالی که تربیت غالب در خانواده ها این گونه است که مثلا رفت و روب و کار خانه وظیفه مادر است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لذا اگر یک بار مادر از فرزندش بخواهد که ظرف ها را بشوید؛ چون فکر می کند وظیفه یی در این زمینه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ندارد در مقابل دستور مادر سرکشی می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا واقعا نمی توان این مسئله را در خانواده تفهیم کرد که همه کارهای خانه برای همه اعضاء است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و روحیه کار جمعی را همان طور که در تشکل جا افتاده در خانواده نهادینه کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;توجه به خط قرمز ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خانواده ها عموما برای خط قرمزهای فرزند ارزشی قائل نیستند. مثلا فرض کنید پسری که عاشق &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تیم پرسپولیس است در حال تماشای بازی تیم محبوب خود است. در همان لحظه مادر خانواده از او &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می خواهد که برای خرید نان اقدام کند. نا گفته پیداست که این وقت ناشناسی چه ضربه مهلکی به &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روابط مادر و فرزند می زند. کما اینکه یکی از همین نوجوانان به من می گفت مادرم معطل است تا ببیند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من کی جومونگ نگاه می کنم تا به من کار بگوید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فعالیت های تشکلی معمولا به این علایق و خط قرمز ها توجه می شود. به عبارت بهتر معمولا فعالیت &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تشکلی با آنچه نیرو ها از آن لذت می برند در تضاد نیست. بلکه مشوق و تکمیل کننده آن نیز می باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این چنین است که کار برای تشکل لذتی دارد که جارو زدن حیاط خانه ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آقا بالا سری و ایرادگیری&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در خانواده فراوان دیده می شود. رفتار های آمرانه و تحکمی. مثلا برای خود بنده خریدن میوه یی که &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مادرم از آن ایراد نگیرد یک آرزوست. در حالی که فراوان پیش آمده خرید مادر یا پدرم کیفیت پایین تری &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داشته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چنین نگاهی عموما در گروه دوستی وجود ندارد. مثلا اگر کسی نتواند یک خربزه شیرین برای اردو بخرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کسی او را به طور جدی سرزنش نمی کند. بلکه نهایت امر این است که با چند متلک دوستانه سر و ته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قضیه هم می آید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این یعنی گروه دوستی ایرادگیر و بهانه جو و سرزنش گر نیست. چیزی که در خانه معمولا وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حدس می زنم برای گریز فرزندان از کار خانه دلایل روانشناختی و جامعه شناختی دیگری هم وجود دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; که من به جهت کم سوادی در این زمینه از آن غافل مانده ام. اما در هر حال امید باز شدن در گفت و گو &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و تکمیل بحث را از جانب دوستان دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نزدیک به ۱۰روز از رمضان گذشت... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 11:32:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تو تنها نمی مانی ای مانده بی من</title>
<link>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;وقتی به وضع ظاهری رفقا نگاه می کردم؛ شیطان امانم نمی داد و در گوشم هی زمزمه می کرد که &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوباره یک لشکر آدم تنبل و پر ادعا و کم کار رو دور هم جمع کردید و به اسم اردوی جهادی راه انداختید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سمت مرز که چی بشه؟ هزینه یی می کنید و کاری هم که پیش نمی برید؟ مثل همیشه  زود پشیمون &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شدم از این خود برتر بینی ها و زود قضاوت کردن ها. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انصاف این است که وقتی نسیم کار برای خدا – کاری که ذره یی سود مادی در آن قابل تصور نیست – &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می وزد دیگر همه تقسیم بندی ها رنگ می بازد. سوسول و لات؛ تنبل و پرکار ؛ بزرگ و کوچکِ همه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک شکل می شوند. شکل بی ریایی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به ما گفت : رهنه از روستاهای تایباد است که بیست کیلو متری با مرز افغانستان فاصله دارد. که از قدیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از مسیر های ترانزیت مواد مخدر بوده و محل کمین های دائمی نیرو های انتظامی به اشرار است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خودمان هم باورمان نمی شد اینقدر به برادران اشرار نزدیک باشیم. ترس کم بودن امنیت لحظه یی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رهایم نمی کرد، اما باز حس خوشایندی داشتم. اینکه در دور افتاده ترین روستای شیعه نشین ایران &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داریم بیل می زنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثل همیشه کسی باورمان نمی کرد. این بی مزد و منت کار کردن چه معنایی دارد؟ خیلی سخت بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که به آنها بگویی که بسیج به غیر بسیجی ها امکانات اردو جهادی نمی دهد؛ ولو اینکه جزء بهترین بچه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مذهبی های شهر باشی. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سخت است که بگویی سازمان ملی جوانان بودجه یی برای حمایت از چنین اردو هایی ندارد و نهایت &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لطفش این بود که با نامه یی ما را به بسیج معرفی کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و باز مثل پارسال ما بودیم – مشتی جوان که عشق خدمت به مردم محروم در دلشان زبانه می کشید- &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و سازمانهایی که برای ما بودجه یی نداشتند و جیب های خالی خودمان و البته خدای قادری که باز هم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در دقیقه نود بساط نوکری ما را مهیا کرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا وقتی بعد از کارگری روزانه یک استکان چای می خوری بدانی که از عنایت پروردگارت است نه منت &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سازمان های پرادعای بی مصرف. این لذتی دارد که تا نچشی ندانی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت: اردوی جهادی برای من یعنی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می توان یک هفته بدون تلویزیون زندگی کرد. بدون بلوتوث دوام آورد. پنج روز چشمانت را از هرچه نگاه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; حرام است بدزدی. می توان بدون پول تو جیبی و کامپیوتر و بازی رایانه یی زندگی کرد. بدون اینکه ذره &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یی احساس کمبود کنی. اردوی جهادی یعنی رها شدن از همه آن اغلالی که زمین گیرت کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر این روستای مرزی دور افتاده هیچ برای من نداشت آسمان را به من داد. هر شب قبل از خواب و هر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صبح بعد از نماز در دریای پر ستاره رهنه غوطه ور می شدم و متحیر می ماندم که آیا آنهایی که خدا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; انکار می کنند فرصت تماشای آسمان را داشته اند. برای اولین بار در زندگیم کاهش هلال ماه شعبان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;را می دیدم و آن وقت چه مزه یی داشت کلام آقا امام رضا : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من می گویم این سختی به فطرت انسان نزدیک است و یا جزء فطرت انسان است. که هر چه بیشتر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سختی می کشد بیشتر مشتاق می شود که پیش رود. نشاط روز آخر بچه های دبیرستانی آل طه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عین غمی بر دلم سنگینی می کرد که من از آنها  دورم و آنها در عشق خودشان غرق اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چشمان حسرت و حیرت زده کودکان روستا رهایت نمی کرد. وقت کار، وقت استراحت، وقت نماز جماعت، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و حتی وقت فوتبال. انگار هر کس ذره یی و فقط ذره یی به آنها تماشا کند ، آنها تا ابد چشم از او بر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نخواهند داشت. و مگر سر اینکه دیوانه وار نسبت به احمدی نژاد ابراز دوستی می کردند چیزی غیر از &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می گفت: زمان جنگ در عملیات رمضان نزدیک به صد نفر از اهالی روستا در عملیات شرکت داشتند و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیشترین شهید را در منطقه دارند. با چه عشقی از مملکتش و از انقلاب و امام و رهبری دفاع می کرد. و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این می گفت که چگونه از نقطه صفر مرزی شرق به مرز غرب برای دفاع از مملکت می رفتند. از برادر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شهیدش می گفت که فقط چهارده روز با نوعروسش زیر یک سقف زندگی کرده و با لباس سپاه داماد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شده .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می گفت در وصیت نامه اش مدام نوشته که مفقود الاثر می شود آخر سر یه آرزویش رسید. و اینکه ما &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داریم راه همان ها را ادامه می دهیم. چه انقلابی در دل بود وقتی از در خانه شهید بیرون زدی و شرمنده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بودی که در ناز و نعمت هستی باز هم وقت مبارزه که می شود غر می زنی.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خستگی دیگر نفسمان را بریده بود. از یک سو عقلت نهیب می زد که در مشهد هزار کار داری و دیگر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بیش از این ماندن جایز نیست و باید برگردی. و عشقت می گفت  این مرز نشینان غیر از اینکه تو را از&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گناه دور و به خودت و خدا نزدیک ؛ چه بدی به تو کرده اند که می خواهی از آنها دل بکنی؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ای دل تو خود بگو چه می کنی؟ می روی یا می مانی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوار اتوبوس شدیم و در راه بازگشت به مشهد. همه در گیر و پکر و کلافه. و این شعر چقدر می چسبید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی تازه فهمیده بودی که آنها با خدایشان سربلند هستند و این من هستم که موظفم داغ این مردم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محروم مانده را تا همیشه در دلم نگه دارم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداحافظ ای هم نشین همیشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداحافظ داغ بر دل نشسته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو تنها نمی مانی ای مانده بی من&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو را می سپارم به دلهای خسته&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 15:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bad-lawyer&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>bad-lawyer</dc:creator>
<guid>http://bad-lawyer.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
