چند وقت پیش یکی از دوستان در پیامکی پرسیده بود به نظر شما چگونه می توان تاثیر کار تربیتی و
فرهنگی را ماندگار کرد. چند وقتی فکر مشغول بود. آنچه امروز می نویسم فقط و فقط بر اساس آزمون
و خطا و ناشی از یک معرفت تجربی است. لذا بسیار امکان دارد که مخالف این ادعاهای من را در کتب
تربتی دیده باشید یا خود، تجربه کرده باشید. از این نظر که فتح بابی شده باشد و ان شاء الله زمینه
گفت و گو فراهم شود چیز هایی نوشته ام...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عوامل زیر به نظر بنده اثر یک کار فرهنگی و تربیتی را ماندگار تر می کند:
توجه به فطرت:
آنچه با گرایشات فطری انسان همراه باشد با پذیرش بهتری از سوی او مواجه می شود. مثلا توجه به
نیاز به محبت در انسان یک کلید طلایی برای ورود سریع و کم هزینه به دنیای مخاطبین است. اگر بتوان
در امر تربیت با ابراز علاقه به مخاطب و تفهیم اینکه سرنوشت تو برای من مهم است و من دلسوزانه
قصد کمک به تو دارم؛ در عین اینکه اعتماد مخاطب را برای همراهی در یک مسیر تربیتی طولانی جلب
کرده یی؛ زمینه یی به وجود آورده یی تا او حرف های تو را با رغبت، و با دل و جان بشنود و برای سالیان،
حرف ها و نکات تربتی و اخلاقی تو را فراموش نکند.
هم چنین است حس آزادی و آزاد اندیشی. فطرت انسان از تحمیل متنفر است. اگر مخاطب به این نتیجه
برسد که تو قصد داری اندیشه خود را به او تحمیل کنی و امکان رها بودن در عرصه اندیشه را از او سلب
کرده یی؛ نه تنها که از تو متنفر می شود، بلکه قبول صداقت در سایر حرف ها و تلاش های تو نیز برای
او سخت می شود. بنابراین اثر کلام تو کم و دوام اندیشه ها کوتاه خواهد بود.
ورود از مسیر نیاز های فطری انسان نزدیک ترین راه برای اثرگذاری بیشتر است.
اثر گذاری از جانب خداست
توجه به این مسئله به طور قطع زمینه بسیاری از دلسردی ها و شکست ها را از بین می برد. و البته
تلاش ما را چند برابر خواهد کرد. خداوند نیز وعده داده که اگر به خدا اعتماد و تکیه داشته باشید خداوند
برای شما بس است. در گیر و دار فعالیت های فرهنگی غفلت از خداوند همواره وجود دارد. بدین شکل
که کم کم و با پیشرفت کار این شائبه پیش می آید که ما کاره یی هستیم و از منشا اثر اصلی فراموش
می کنیم. و اگر کارمان شکست بخورد شکایت می کنیم که خدایا چرا نشد؟ اذا مسه الشر تجزع و اذا
مسه الخیر تمنع.
توجه و توکل به خدا ضامن اثرگذاری و چند برابر شدن تلاش ما در عرصه کار تربتی است.
عامل بودن:
نا گفته پیداست که مخاطب تمامی اعمال و رفتار ما را در نظر دارد تا ببیند ما که لالایی بلدیم خودمان
خوابمان می برد یا نه؟ اگر امر به دین می کنیم خودمان عامل هستیم یا نه؟ اگر می گوییم دروغگویی
و حسادت و زیرآب زنی و ...بد است آیا خودمان دروغگو و حسود و زیر آب زن نیستیم؟ آیات فراوان قرآنی
( ..اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم..و یا...لم تقولون مالا تفعلون ...) و تاکیدات فراوان دینی موید
این معناست که اگر حرفی را که خود عمل نمی کنیم، به دیگران توصیه کنیم از میزان اثر گذاری آن
کاسته می شود. در عمل خودمان فراوان دیده ییم که پذیرش آن دسته از توصیه های اخلاقی و رفتاری،
که خود به آن عمل می کنیم بیشتر است.
داشتن رفتار یکسان:
باید در برخوردمان با مخاطبین و درقبال رفتار های آنان روشی یکسان داشته باشیم. نمی شود که ما
امروز از اینکه مخاطبان نماز اول وقت را ترک کرده عصبانی شویم وبه او تذکر دهیم و او را تنبیه کنیم و
فردا با مشاهده ترک نماز اول وقت با او برخورد نکنیم. یا اینکه امروز نسبت به فحاشی او جدی باشیم
وفردا از کنار بد دهنی او بی تفاوت عبور کنیم. بعد از سپری شدن یک مدت معقول رفتار ما در قبال
مسائل مختلف باید برای مخاطبمان قابل پیش بینی باشد. او باید بداند که ما از چه رفتار هایی خشنود
و از چه کار هایی ناراحت می شویم. داشتن رفتار یکسان باعث تثبیت و ماندگاری بیشتر آن رفتار
می شود.
تکرار و تاکید بی حساب:
اگر می خواهیم حرف هایمان و رفتارمان اثر ماندگارتری داشته باشد، باید توجه دادن ها و تذکر
دادن هایمان نسبت به رفتارهای گوناگون حساب شده باشد به طوری که دقیقا به هدف بنشیند.
به قول استاد صفایی اگر می خواهیم تخته سنگ بزرگی را خرد کنیم باید ضربه هایمان دقیق و حساب
شده باشد. پتک کوبیدن های فراوان و متعدد و بدون دقت و ظرافت کافی، فقط ما را خسته می کند
و مانع خرد شدن سنگ است. از بسیار از اساتید علوم تربیتی شنیده ام که اگر فرزندتان نماز
نمی خواند، لازم نیست که هر روز و روزی سه وعده ، نماز نخواندنش را به رخ او بکشید و به خاطر
ترک واجب سرزنش و تحقیرش کنید. این تکرار کردن بی حساب و کتاب تاثیر کلام شما را به حداقل
می رساند. گوش او کم کم به این تذکرات عادت کرده و دیگر حرف شما را نمی شنود.
استفاده از روش های تازه و قالب های نو:
اگر مخاطب به امری عادت کند، اثرگذاری آن کم می شود. چون مواجهه مخاطب با آن قالب و روش دیگر
از سر دقت و جذابیت و کنجکاوی نیست. مثلا زمانی قالب منبر و موعظه طرفداران بی شماری داشت
و البته اثرگذاری آن هم فراوان بود. اما امروز آشکارا مخاطبین این قالب کم شده و دیگر جذابیت سابق را
ندارد. و اگر در جایی مردم از سر ناچاری و یا رودربایستی پای منبر می نشینند اثرگذاری آن بسیار کم
است. استفاده از روش ها و قالب های متنوع اثر ماندگارتری می گذارد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنچه بیان شد بیشتر در رابطه های تربیتی رو در رو مورد استفاده است. و در جایی که مربی و مربا از
هم دور هستند قابل تکیه نباشد.
آنچه بیان شد درون آن مدل تربیتی معنا پیدا می کند که هدفش، تربیت دینی و انتقال مفاهیم عقاید
و اخلاق اسلامی باشد. شاید به درد فضاهای دیگر فرهنگی نخورد.
.
.
.
عن امام علی (ع):
من نصب للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره
و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه..

