تبليغاتX
زمین بی درخت

زمین بی درخت

داشتم به معیار های مقام معظم رهبری که در سنندج برای انتخاب اصلح بیان فرمودند فکر می کردم.

 با هر نگاهی سنجیدم، با معیار هایی که ایشان مد نظرشان است احمدی نژاد حتما اصلح است.

ساده زیستی و پرهیز از تجمل، مردم داری، اعتقاد به نظام و قانون اساسی، اعتقاد به مبانی دینی،

اداره کشور بر اساس تئوری های اسلامی  و نه تئوری های غربی و ملاک هایی از این دست.

این ها معیار هایی هستند که رهبری همواره در طول سالیان به آن اشاره کرده اند. اما آیا فقط

همین ها برای اداره کشور کافی است؟

1.     مثلا اینکه رییس جمهور چقدر اعتقاد به خرد جمعی و استفاده از تمام ظرفیت های کشور و  

دخیل کردن دیگران در اداره کشور دارد آیا در انتخاب اصلح مهم است؟ چرا رهبری در طول این سال ها

یکبار هم به این معیار اشاره نکردند؟

2.     آیا ثبات مدیریتی، حداقل برای همان چهار سالی که رییس جمهور سر کار است یک اصل نیست؟

آن اوایل وقتی میدیدم که احمدی نژاد به راحتی برخی ها را از کار برکنار می کند کلی ذوق میکردم که

عجب اقتداری! و با هیچ کس تعارف ندارد. ولی الان تازه می فهمم ، بی دقتی  و عدم کارشناسی 

 ابتدایی در سپردن پست ها به افراد، چه بلایی سر مملکت آورد. دو وزیر اقتصاد و سه رییس  بانک

مرکزی در طول چهار سال چه توجیه عقلی دارد؟؟!!

3.      استفاده از افراد با عرضه و کار آمد در دولت، به عنوان یکی از معیار های انتخاب رییس جمهور،

چه ضریبی در اندیشه رهبری دارد؟ خاطرم هست احمدی نژاد در زمان مبارزات انتخاباتی ادعا می کرد

 که کابینه من متشکل از وزیرانی است که مجرب، دانشگاهی( شاید منظور استفاده از کسانی بود که

به مدیریت علمی اعتقاد داشته باشند) و جوان باشند. راستی چند نفر در کابینه این ویژگی ها را

دارند؟ هر چقدر جناب کردان و فرشیدی مدیریت علمی را می شناختند به همان نسبت آقایان اسکندری

 و سعیدی کیا جوانند.

 آیا جبهه اصول گرا این قدر از کمبود مدیرهای کل رنج می برد که مجبور است مدیر فنی و حرفه یی را

وزیر کند؟ یا دکتر احمدی نژاد آنقدر دایره اصول گرایی را تنگ کرد که فقط  خودش و رهبری به همراه الهام

 و داوودی و مشایی!! در آن جا شدند؟ و الباقی هم به گفته خانم رجبی شدند مزدوران لجن پراکن

حامی صهیونیست و زالو صفتان ضد عدالت!!

4.     و این توهم توطئه و دشمن تراشی نیز خود دردی  سنگین است. البته این مخصوص احمدی نژاد

نیست. در دوران خاتمی نیز فراوان دیده ییم. هر کس که ذره یی انتقاد کند، او را مخالف و معاند رییس

جمهور  و در این دولت، عامل صهیونیست و پیاده نظام ارباب ثروت و قدرت می نامند.  اصلا این صاحبان

ثروت و قدرت کیستند؟ برایم بسیار عجیب بود که برخی شخصیت ها مثل احمد توکلی هم در این

دو لت جزء ارباب ثروت و قدرت شدند. چه کسی می تواند فراموش کند که توکلی پرچم  عدالت خواهی

 را -آن هم نه در سال 84 که معین هم عدالت خواه شده بود بلکه- در سال 70 در مقابل اندیشه های

لیبرالی هاشمی یک تنه به دوش می کشید. دوستان عدالت خواه من انتخابات سال 80 را در اوج

اقتدار دوران اصلاحات از یاد نمی برند. که چگونه باز هم توکلی این کور سوی عدالت خواهی را در بوران

 آن روز کشور روشن نگه داشت.  بد اخلاقی زشتی است.

 این گونه است که دولت راه خود را می رود و حرف هیچ کس را وقعی  نمی نهد. هرکس هم که ناراحت

است می تواند از این قطار پیاده شود. این "هر کس که ناراحت است" از کافران غداری چون قالیباف و

رضایی و لاریجانی و عسکراولادی و..آغاز و به وزیرانی چون  مظاهری و دانش جعفری و پورمحمدی

ختم می شود. همین گونه است مراجع تقلید- که احمدی نژاد در داستان دوستی با مردم اسراییل

معتقد بود که نظر مشورتی خود را اعلام کرده اند- و در درجه پایین تر نخبگان اقتصادی و اجتماعی

کشور.

5.      آیا آزاد اندیشی جزء ملاک هاست.  پیرو و مطیع نظرات رفقای شفیق نبودن جزء ملاک های

انتخابی برای ریاست جمهوری است؟ نظر رهبری در این زمینه چیست؟ این دردی است که از قدیم

بوده. در زمان خاتمی یک جور و در زمان احمدی نژاد جور دیگر. وقتی صحبت های نزدیکان آقای احمدی

نژاد را می شنوی متوجه می شوی که چقدر دکتر از آنان و یا شاید هم ایشان از دکتر متاثرند. و در هر

حال فرقی به در بحث ما نمی کند. گوش به فرمان حلقه خاصی از مریدان و چاکران بودن چقدر دردناک 

است.

سوالات پر شمار و متنوع وجود دارد. اگر بخواهیم با معیار هایی که رهبری در طول این سالها ارائه    

کرده اند- که بنده لیستی از این معیار ها را در اختیار دارم- انتخاب کنیم که همه چهار کاندیدای موجود

این شرایط را دارند که البته در این میانه انصافا احمدی نژاد اصلح است.

و اگر برخی دیگر از ملاک ها را در نظر بگیریم شاید احمدی نژاد صالح هم نباشد. چه برسد به اصلح.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:21  توسط مهدی نوروزیان  | 

بیست سال از جنگ گذشته ولی هنوز هم کف دست قطع شده اش می خارد.

و نزدیک بیست سال است که هر شب با درد دست می خوابد و با همان درد

برای نماز صبح برمی خیزد.

نمی دانم تا الان شده دو ساعت سر درد داشته باشید؟ یا دو روز یا دو هفته؟

 آخه مسلمونا بیست سال است درد می کشد.

گفت بیا کمی دستم را ماساژ بده.دست که نیست! یک تکه پنج سانتی استخوان

به بدن چسبیده.و هر شب دردی جانکاه. درد که همیشگی است.اما وقتی

طاقت فرسا می شود به ما رو می زند که کمی دستش را ماساژ دهیم. تا شاید

چند دقیقه یی آرام شود.

نمی خواهد شرمنده ما باشد. شرمنده کسی بودن عمیقا او را عذاب می دهد.

این طوری است که در بنیاد کسی او را نمی شناسد. 

من و شما اگر هم درد بکشیم امید داریم که تا چند وقت دیگر دردمان ساکت

می شود. اما می توان درد کشید و مطمئن بود که تا زنده یی این درد با توست.

بچه تر که بودم -مثل این روزهای امیر حسین- فکر می کردم روزی این دست دوباره

 سبز می شود و رشد می کند و خوب می شود...

این دست بریده را اگر بکاری هم دوباره سبز نمی شود.

خودم هم نمی دانم چه پستی نوشته ام. کلافه هستم و باید بنویسم.

دوستان قدیمی ام می دانند از چه چیزی دارم حرف می زنم و جدیدی ها

ببخشند اگر منظور من را از این پست نفهمیدند...

نمی دانم این دست سبز می شود؟ نمی شود؟

وقتی نمی توانم برای دردهایش کاری بکنم..

کلافه ام..

السلام علیک یا عبد صالح

المطیع لله و رسوله

یا اباالفضل العباس..  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:15  توسط مهدی نوروزیان  |