از رفقا حدیثی خواند که وقتی دو نفر جدل می کنند، نفر سوم شیطان است. و آقای ندایی می گفت :
خداوند رحمت می کند کسی را که جدال را ترک می کند. و از این دست احادیث... و کس دیگری تذکر
می داد که خیلی اهل مخاصمه هستی و دوست داری دیگران را در بحث مغلوب کنی!! و به گمانم که
کمی راست می گفت. نمی دانم یک بحث مفید چه زمانی تبدیل به مجادله و کجا به مخاصمه می
انجامد؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به دوستی زنگ زدم که کمی برای شروع کار توی آل طه انرژی بدهد. به قدری سرد رفتار کرد که
از زنگ زدن پشیمان شدم. به گمانم خالی از هر حس و حالی برای کمک به من بود. به گمانم
آب تهران اثر کرده.. در عوض او کمی با هادی حسن زاده گپ زدم و کلی حال کردم...بازم معرفت
بچه های مشهد... با خودم فکر می کردم تا الان چند بار دوستانم به همین امید ها به من زنگ
زده اند و من با برخورد سردم آنها را توی آب یخ کردم... خدا امید کسی رو نا امید نکنه..
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امشب ابو حمزه خواندیم. جای همه خالی. به خودم بالیدم که هنوز حس حضور در این تاریکی وقت
مناجات را دارم. ودوستانی که گاهی خیلی حال می دهند. غیر این بهمدی که این چند وقته هر وقت
جدی می شه بدجوری اعصابمو خش خشی می کنه...انگار انتظار این همه سردرگمی را ندارم. لمن
تقول؟؟
امیدوارم ممد این پست رو نخونه..اما محض پاچه خواری خیلی مخلصیم..
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ازدواج اون یک نفر رو هم به تمام مجرد ها تسلیت می گم. کمر مجردها شکست. آخه آدم توی
زندگیش به کی اعتماد کنه؟؟ خائن...

