تبليغاتX
زمین بی درخت

زمین بی درخت

اگر همین نو شدن سال نباشه من یکی که نمی فهمم چی داره سرم می یاد.

اون قدر پیشروی ما به سمت مرگ برامون عادی شده که حتی ته دلمون یه خورده نمی لرزه.

 از دیروز مخم اشغاله. اگه ما جای دانشجو های دانشگاه سجاد بودیم چی؟

اگه مردن مارو غافلگیر کنه چی؟

 اینا رو ننوشتم که بگم از مردن نمی ترسم.

اینا رو نوشتم که فکر رفتن از این دنیا آزارم بده.

 توی عید کمتر خراب شم...

دور بر ندارم...

حالا چی باید بگیم...

 عیدمون مبارک..؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:26  توسط مهدی نوروزیان  | 

سلام بر حماسه سازان...

 

البته مردم محله ما که همچی حماسه ای هم خلق نکردن. از صبح یه چرخی پای صندوقا زدم.

 

فک کنم مردم به فریضه خونه تکونی مشغول هستن و ایشالا تا بعد از ظهر می ریزن پای صندوقا.

 

مسئول اخذ رای به شوخی بهم گفت : خوب شد آمدین داشت خوابمان می برد...و چشم غره

 

ناظر شورای نگهبان..

 

کمی نگران شدم . ایشالا بالا شهر حضور پر شور باشه... ایشالا بشه هفتاد درصد...

 

دکتر احمدی نژاد در یک اقدام انتحاری خودشونو از سنگال به پای صنوق رسوندن که یه موقع

 

 آرا پایین نیاد...

 

حالا بعدن سر فرصت به  مسائل جهان اسلام می رسن.

 

دکتر فرمودند : بنده و هیئت همراه برای حضور در پای صندوق های رای له له می زدیم؟؟؟؟

 

برادر زاده پنج ساله ام بعد از انداختن رای من توی صندوق گفت: حالا کاغذو انداختیم چی

 

میشه؟داداشم گفت: بهمون جایزه می دن. امیر گفت: لپ لپ هم می دن؟؟

 

بعد که اومدیم بیرون دوباره گفت: عمو جون کی رای میدیم ؟؟

 

امروز فکر می کردم چرا این انتخابات این قدر بی مزه و بی هیجان بود؟

 

شاید چون سه روز اول تبلیغات ما داشتیم واسه امام رضا گریه می کردیم...

 

چون مساجد برای برگزاری متینگ های سیاسی صد هزار تومان پول می خواستن...

 

چون عکسای گوگوری مگوری کاندیداهه رو در و دیوار قاب نشده بود...

 

چون ملت داشتن خرید عید می کردن ...

 

شایدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:2  توسط مهدی نوروزیان  | 

 

این چند شبه که برای شنیدن حرف کاندیداها از این مسجد به اون مسجد رفتیم اون قدر حرف های عجیب و غریب شنیدیم که مثنوی هفتاد من است و سر فرصت از شنیده های این شب ها بسیار استفاده خواهم کرد.

 

و اما بعد

 رهبری امروز حسابی مار ا شرمنده کردند وکار ما را برای انتخاب اصلح تا سالها راحت کردند. تا دوستان دیگر نیز از شفافیت کلام رهبری چیز هایی بیاموزند.

برای ثبت در تارخ دوباره و صد باره مرور می کنیم.

فریاد اول؛

نام پيغمبر، ياد پيغمبر، زندگى پيغمبر، سيره‏ى پيغمبر و تعاليم پيغمبر ميتواند امت اسلامى را از رخوت خارج كند،

 به او نشاط بدهد،

او را در صحنه‏ى بين‏المللى تبديل به يك عنصر اثرگذار و متنفذ كند،

 عزت به او ببخشد.

فریاد دوم؛

 نماينده‏ى صالح آن كسى است كه:

 پايبندى او به اسلام باشد،

 پايبندى او به عدالت باشد،

پايبندى او به منافع ملى باشد،

 مرز او با دشمن مرز مشخصى باشد.

اگر اين نشد، آن نماينده، نماينده‏ى خوبى نخواهد بود؛

فریاد سوم

 ارزشهاى انقلاب در درجه‏ى اول، استحكام ايمان و ديانت در دلهاست - كه منشأ همه‏ى كارها و مجاهدتها اين است

عدالت اجتماعى است،

مبارزه‏ى با فساد است،

 آزادى مردم در انتخاب است،

 عدم تحميل آراء فردى و حزبى و دولتى و غيره بر مردم است،

 كه مردم آزادانه فكر كنند، آزادانه عمل بكنند؛

در چارچوب مقررات اسلامى. مردم‏سالارى دينى يعنى اين.

فریاد چهارم

 نماينده، متدين،

 امين،

 معتقد به عدالت اجتماعى - استقرار عدالت در سرتاسر كشور

متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقه‏اى از طبقات مسئولين،

معتقد به عزت جمهورى اسلامى؛

مجلس بايد يك چنين مجلسى باشد.

فریاد پنجم

 نماينده‏ى متدين،

 امين،

 طرفدار عدالت،

 مخالف با فساد،

طرفدار حقوق محرومين،

 پايبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛

 يك چنين نماينده‏اى را بفرستند مجلس؛ آنوقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد.

فریاد آخر

نماينده‏ى صالح آن كسى است كه پايبندى او به اسلام باشد، پايبندى او به عدالت باشد، پايبندى او به منافع ملى باشد، مرز او با دشمن مرز مشخصى باشد. اگر اين نشد، آن نماينده، نماينده‏ى خوبى نخواهد بود.

نکته:

 و السلام علی من التبع و الهدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 1:29  توسط مهدی نوروزیان  | 

کسی به ما چیزی نگفته..

 

 کسی از ما چیزی..

 

 ما را چه به تفاوت.

 

**

- به نظرم عبور تانک از روی بدن کشته گان

 

رفتاری غیر انسانی

 

و نقض کنوانسیون های چهار گانه ژنو است.

 

و عبور جنازه ها از روی خرید های شب عید ما

 

نقض حق شاد بودن.

 

به نظرم تلوزیون باید..

 

 

**

کسی به ما چیزی نگفته..

 

کسی از ما چیزی..

 

ما را چه به حتی نگرانی.

 

**

 

- مگر فلسطینی ها برای ما چه کرده اند؟

 

اینها به کشته شدن عادت دارند.

 

همه جای دنیا برای آزادی خون داده اند.

 

ما ..

 

ما برای فلسطینیها

 

ما برای خودمان کاری کرده ایم؟

 

**

عبور کن کودک شش ماهه

 

عبور کن نسل کشته شده

 

عبور کن باریکه لاغر غزه

 

**

 

-من گفته باشم

 

این جبر تاریخی به زودی

 

شما را نابود خواهد کرد.

 

**

 

کاش آنقدر TNT داشتی

 

که لا اقل منفجر شوی.

 

**

 

کسی به ما چیزی نگفته..

 

کسی از ما چیزی..

 

ما را چه به اهمیت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:9  توسط مهدی نوروزیان  | 

کسانی را سر بریدند،

 

 و به حال عده ای قهقهه زدند.

 

کسانی را بر شتر برهنه سوار کردند،

 

و بر بدن کسانی تاختند.

 

سهم عده ای کتک بود،

 

و روزی عده ای چرخانده شدن در بازار.

 

کسانی هو شدند،

 

و عدهای چهل شب را به دلهره سر کردند.

 

کاش این عده ربطی به پیامبر نداشتند.

 

کاش در آغوش رسول خدا بزرگ نشده بودند.

 

خدایا اگر این ها نبودند...

 

اگر اینها نبودند من از کجا می فهمیدم چقدر برای خدا باید هزینه کنم؟

 

زن ، فرزند، جان ، ناموس، آبرو، حرمت، مال و...

 

خدایا با این حجت های تمام شده چه کنم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 2:25  توسط مهدی نوروزیان  |