تبليغاتX
زمین بی درخت

زمین بی درخت

بارکشی خیلی شغل سختیه. اینو هرقت که مجبور می شم کتابامو جا به جا

کنم می فهمم.

بی پول بودن خیلی سخته. دیشب که بر می گشتم پردیس یکی سوار ماشین

شد و به راننده گفت:آقا من از صبح تا حالا دو هزار تومان کار کردم. چقدر از این

 پولو می خوای ازم بگیری؟ 

شصت ساله بودن سخته. مخصوصا وقتی مجبور باشی میز های کتاب خونه

دانشگاه رو دستمال بکشی. چون تامین نداری. تامین اجتماعی.

کارگر شهرداری بودن سخته. وقتی که خوشحال از قبولی دخترت توی دانشگاه

دولتی هستی و بعد می فهمی شبانه با روزانه یه فرق هایی با هم داره. 

اینا رو همین جوری نوشتم..

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:45  توسط مهدی نوروزیان  | 

راه پیمایی ۲۲ بهمن تهران بودیم. مردم هم بودند. مثل همیشه. نمی دونم چه قدر بودند.

کافی بوده یا نه؟ اما اون قدر بودند که...

دوستی می گفت: همین اومدن مردمه که مسئولا رو پر رو کرده..

و دقایقی بعد موقع سخنرانی پر رویی مسئولین رو به چشم دیدیم..

انگار نه انگار گرونی و مسکن و سانسور و ...

اون قدر توی باد موشک فضا پیما و انرژی هسته ای خوابیدن که پاک فراموش کردن..

و بعد هم از آقا و امام زمان و خدا و ... کمال تشکر را داشتند.

و البته نظر سنجی دکتر که روز تعطیلی کلی باعث نشاط ملت شد.

تیتر این پست هیچ ربطی به دکتر نداره. جدی می گم.

راهپیمایی تهران عجیبه...

فراموشی میاره...

آدما رو بی حیا و پر ادعا می کنه...

آدما از خودشون تعریف می کنن..

آدما کی می خوان بیدار شن؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 16:0  توسط مهدی نوروزیان  | 

خدمت یکی از اساتید بودیم. حرف از شیوه های اعمال مجازات بود . و اینکه آیا مجازاتهای اسلامی

خشن است؟ و آیا خشونت در اجرای مجازات موجب کاهش آن می شود؟

فرمودند: در آمریکا نظریه ای اخیرا مطرح شده تحت این عنوان که بهترین راه برای مقابله با جرم

 سزادهی و خشونت در اجرای مجازات است. اسم خودشان را هم نئو نئو کلاسیک گذاشته اند.

محض اطلاع این که مکتب نئو کلاسیک که معتقد به اجرای مجازاتهای سنگین از جمله اعدام

برای مبارزه با جرم بود از اولین مکاتب کیفری محسوب می شود که بیش از صد سال از

انقراض آن می گذرد. 

حضرت استاد می گفت: کمی در باب این سرگردانی فکر کنیم. چرا بشر بعد از طی کردن این

 راه دویست ساله و با صرف هزینه های گزاف جانی و مالی به همان جایی که از آن آغاز کرده

بود باز گشته است؟

۱. دوستان گفتند وسط متن شکلک نذار. ما هم چون انتقاد پذیریم گوش دادیم.

۲. پای متن سازش ناپذیری برخی از دوستان مخالف اندیشه ما بر علیه نظام و امام  مطالبی

 نوشته بودند. برخی دیگر از دوستان گلایه کردند که چرا جوابشان را ندادی؟ به گمان من هر کس

 همین روزهای دهه فجر در خیابانها قدم بزند و چشم روشن بین داشته باشد می تواند حقایق

 را ببیند. اگر هم ندید مهم نیست. چون بعضی ها عادت به تجاهل دارند. واگر نه مگر سی سال

فرصت کمی است برای شناخت یک ملت ؟

۳.جایگاه امام در دل مردم آن قدر محکم است که دل مشغولی های برخی دوستان مدعی

روشن فکری در این بنای عظیم خللی وارد نمی آورد. ما هم خیلی وقت است که دیگر حوصله

جدل های بیهوده و زرگری را در مورد امام و انقلاب و ولایت فقیه و... کنار گذاشته ایم.  خدا را شکر

دوستانی که وطیفه خود را پاسخ به این شبهات می دانند بسیارند.

۴. شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل ها. 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:38  توسط مهدی نوروزیان  | 

از آنجا که ما ندید علاقه خاصی به آقای میری داریم و همین طور به آقای خالقی بعد از دیدن ارادت پیدا

کردیم. و از آنجا که سوره را بسیار دوست می داشتیم و وقتی رفقای اون وری با نامه پز می دادند ما به

سوره دل خوش بودیم. و به خاطر ارادت تامی که به وحید جلیلی عزیز داریم لذا به دعوت وبلاگی دوستان

لبیک گفتیم و این کمترین کار را برای تحریریه عزیز سوره چهارم انجام دادیم. واما نظرات من در مورد

 سوره و پیشنهادات من در مورد راه.

بهترین هایی که در سوره خواندم:

1. به گمانم بهترین شماره های سوره آنهایی بود که در آن پرونده های ویژه کار می شد مثل دولت نهم حزب الله و فرهنگ...


2. مقالات آقایان طاهری و نعمت الله سعیدی را چندین بار می خواندم.


3. میر شکاک را این اواخر نمی خواندم.


4.مقالات راجع به وضع فرهنگی جهان اسلام. میزان توانایی فرهنگی جمهوری اسلامی در جهان اسلام. راه کار های اثر گذاری و مطالبی از این دست که در سوره کار می شد به گمان من نقطه اوج سوره بود.


5.اندک مقالاتی که در مورد فضای دانشگاهی و مسائل آموزش عالی مطرح شد برای من بسیار جذاب و راهگشا بود. و در ادامه همین بحث می توان به جنبش نرم افزاری و وظیفه علمی حزب الله اشاره کرد.

 

6.اگر قرار باشد یک قسمت سوره در راه ادامه یابد میز گرد های انتقادی است. حال که دیگر از تحمیل و سانسور خبری نیست باید مشی انتقادی سوره ادامه یابد البته ما هم پشت سر شما هستیم.

 

و اما کمبود های سوره. که می شود پیشنهاد های بنده درباره نشریه راه:


1. انتشار پرونده ویژه هایی با محوریت شخصیت های انقلاب . نظیر شخصیتهای سیاسی. دفاع مقدس و.. که بسیاری از آنان را ما به نام می شناسیم اما هیچ اطلاعات جامع و یکپارچه ای در مورد آنان نداریم. پرونده های سوره عموما موضوعی بوده اند و نه شخصیتی.


2.کم رنگ بودن حضور و دغدغه های نسل سوم انقلاب در سوره. و یا حتی نسل چهارم. نوجوانان و جوانان 17 تا24 ساله که به سوره و نویسندگان آن علاقه مند بودند و لی بسیاری از معضلات فکری خود را در سوره نمی یافتند. به بیان واضح تر جوانان بیزار از چلچراغ و زرد هایی از این دست در سوره مطلبی هم قد خود نمی یافتند.


3.عدم توجه به تقویت تمامی نقاط جبهه فرهنگی. ادعای سوره همواره این بود که به دنبال حرکت

جبهه ای  است . اما در عمل بچه های شهر های کوچک تر جایی در این جبهه چه از نظر فکری و

چه از نظر اجرایی نداشتند و از دوستان شهر های مشهد و تهران همیشه کمی عقب بودند.

به عنوان نمونه در بحثهای مربوط به انتخابات و کاندیدای اصلح و انتخاب آگاهی محور تفاوت فکری

بدنه مردمی حزب الله به  وضوح آشکار بود... به گمانم راه می تواند در جهت یک دست کردن

 این جبهه قدم بردارد.

 

و چند پیشنهاد:


1. نیروهای شهرستانی را سازماندهی کنید. این که آقای جلیلی هی بگوید شما خودتان خبرنگار و مقاله نویس و ...باشید هرچند با روحیه قلگی ما سازگار است ولی در عمل بسیاری از نیرو ها در حاشیه می مانند.


2.حمایت بیشتر از تشکل های دانشجویی. معرفی و حمایت از تشکل های نوپا.و کمک گرفتن از پتانسیل دانشجویی در امر مقاله نویسی..


3. پرداختن به حوزه علمیه و راه های تحول در آن.توجه راه به حوزه و دانشگاه باید بیش از سوره باشد.


4.افزایش ارتباط با سازمان ها و تشکلات دانشجویی و غیر دانشجویی جهان اسلام. و انتقال تجربیات فرهنگی آنان.


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 9:27  توسط مهدی نوروزیان  | 

استاد فرمودند:مگه میخوای دائرة المعارف بنویسی؟

گفتم: به هر حال این پلان اولیه کار است.

فرمود: این پایان نامه از حوصله ما خارج.

گفتم: این حد اقل چیزیه که می شه در این زمینه گفت.

خندید و فرمود: یه چیزی هم برای پایان نامه دکتری باقی بذار.

گفتم:موضوع مهمیه جای کار داره.

فرمود: حالا شما کل فقه امامیه رو نمی خواد زیر و رو کنی.

گفتم : پس چه کنیم؟

فرمود: جرح و تعدیل. پایان نامه درسی چهار واحدی یه. اندازه چهار واحد هم ازت کار می خوایم.

بیشتر از این نه من وقت راهنمایی دارم. و نه داور پایان نامه حوصله بررسی.

گفتم: .....

یادم نمی یاد چی گفتم.ولی فکرمی کنم بزودی علوم انسانی مملکت کن فیکون میشه.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:51  توسط مهدی نوروزیان  |