گاهي به اين فكر كرده ام اين بزرگ مردان دبيرستاني كه من در قسمت جوانان مجموعه مذهبي آل طه
با آنها ارتباطات دارم ( یا بهتر بگویم ارتباط داشتم) را چطور بايد دسته بندي و تفكيك كنم؟
مثلا آيا مي توانم آنها را بر اساس سن شان تقسيم كنم؟
و يا شرايط رشد و بلوغ ؟
يا بر اساس خانواده سنتي يا مدرن بودن آنها؟
يا بر اساس فقير يا غني بودن خانواده؟
يا بر اساس گرايش هاي مذهبي و تشرع شان؟
يا بر اساس ميزان نيازشان به روابط عاطفي؟
يا بر اساس استعداد و هوش شان؟ كه در تحصيل و درسشان گاها متجلي است..
يا بر اساس عمق انديشه و علاقه شان به بحث هاي عقلي و چالشي؟
ميزان جدي و يا لوده بودنشان؟
و اگر بخواهم ادامه دهم شايد بتوانم اين ليست را از سي يا چهل مورد ديگر فراتر ببرم.
مي خواهم سوالم را دوباره و بهتر بپرسم. مبناي تفكيك اعضا در يك مجموعه مدعي تربيت چه بايد باشد
و به تبع آن مربي هر قسمت بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟
به نظرم مي رسد به طور طبيعي شخصي مثل من كه فاصله سني ام با بچه هاي دبيرستاني زياد است
و در خانواده اي سنتي ؛ متشرع؛ و با درآمد متوسط كه كمبود عاطفي در خانواده نداشته ام و در تحصيل
از اطرافيانم موفق تر بوده ام و هميشه دوست داشتم جدي و متفاوت باشم نمي توانم مربي كساني
باشم كه از نظر چنين ويژگي هايي در نقطه مقابل من قرار دارند.
يعني من جدي آبم با آدماي بيكار و لوده توي يك جو نمي رود...
و من سنتي با خانواده هاي زيادي مدرن جور نيستم
و مني كه هيچگاه كمبود عاطفه نداشته ام نمي توانم با بچه هاي بغلي تعامل كنم
![]()
![]()
اين يك فرضيه است كه ريشه آن يا در واقعيت و يا در ضعف هاي شخصي من است..
متوجه منظورم هستي كه؟